اصطلاح «
تنفیذ» در ادبیات حقوقی بهمعنای رسمیت بخشیدن است و در ادبیات سیاسی و حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران برای اشاره به امری مهم یعنی امضا و ابلاغ حکم ریاست جمهوری از سوی ولیفقیه است. اما آیا این «تنفیذ» امری
تشریفاتی است یا در واقع بخشی حقیقی در انتقال قدرت در قوه مجریه
است؟ بهبیاندیگر آیا ولیفقیه میتواند حکم ریاست جمهوری منتخب را تنفیذ نکند یا به دلیل تشریفاتی بودن این فرایند، ناگزیر به آن است؟از دو منظر میتوان به این پرسش پاسخ داد؛ فقهی و حقوقی. از منظر فقهی مشروعیت هر نظام در ارتباط آن با فرامین ذات باریتعالی تعریف میشود. بر اساس مبانی دینی، تنها خداوند است که بر زمان و زمین مالکیت حقیقی دارد، و هر مالکیتی تنها در صورت تأیید الهی مشروع است. حکومتها هم از آنجا که به تصرف در دنیا و احوال مردم میپردازند، باید مشروعیت داشته باشند و اگر چنین نباشند «طاغوت»اند.بنابراین حکومتی از منظر خداوند متعال مشروع است که مشروعیت ذاتی و ماهوی داشته باشد، یعنی هم بنیان آن بر اساس دستورات الهی شکل گرفته باشد و هم مجری دستورات الهی باشد. حق حاکمیت در دنیا تنها محدود به ائمه هدی (ع) است و در زمان غیبت کبری این مقام به نائبان عام معصوم یعنی فقهای جامعالشرایط تفویض شده است. ازاینرو در زمانه ما شرط طاغوت نبودن حکومت، قرار داشتن فقیه عادل جامعالشرایط در رأس آن است. بر این اساس، همه کارگزاران نظام چه آنان که مستقیماً از سوی مردم و چه آنان که غیرمستقیم تعیین میشوند، مشروعیت خود را از سلسله مراتب نظام امامت دریافت میکنند. امام خمینی در تنفیذ اولین حکم ریاست جمهوری میفرمایند: «بر اساس آنکه مشروعیت آن (ریاست جمهوری) باید به نصب فقیه جامعالشرایط باشد، اینجانب بهموجب این حکم رأی انتقاد فرزند شهید منا...
ادامه مطلبما را در سایت انتقاد فرزند شهید منا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 30 تاريخ: دوشنبه 15 مرداد 1403 ساعت: 18:24